اتاق فرار مهمانسرا
18+

اتاق فرار مهمانسرا

10/ 9 از 2 رای عالی
ژانر: وحشت
difficulty درجه سختی: 8 از 10
players تعداد نفرات: 5 تا 10 نفر
time مدت زمان بازی: 100 دقیقه
price مبلغ بازی: 100,000 تومان برای هر نفر
provider ارائه دهنده: Underground
address آدرس:
کرج, خیابان سیزدهم
کرج , کرج، خیابان سیزدهم فاز۲. نرسیده به رستاخیز. جنب کافه مهتاب. درب مشکی .

درباره بازی

اتاق فرار "مهمانسرا" از مجموعه "آندرگرند" است که در منطقه خیابان سیزدهم کرج قرار گرفته است.

پیش درآمد عالی
طراحی دکور عالی
فضاسازی عالی
طراحی معما عالی
سرگرمی عالی
برخورد پرسنل عالی

داستان بازی اتاق فرار مهمانسرا از این قراره که

رژو شرش آهنگساز و پیانیست مجارستانی بود که بیشتر عمر خود را در فقر زندگی کرد و زمانی به علت یهودی بودن در اردوگاه کار اجباری توسط نازی ها زندانی شد اما توانست جان سالم به در ببرد. آثار جنگ جهانی و فقر و طرد شدن توسط معشوقه اش معجون غلیظی شد به نام «یکشنبه غم انگیز» که صدها نفر با شنیدن آن خودکشی کردند و خودش نیز عاقبت در سن ۶۸سالگی اقدام به خودکشی کرد؛ او از پنجرهٔ اتاقش به بیرون پرید، اما زنده ماند. سپس در بیمارستان خود را با سیم خفه کرد.
اولین بار ماموران پلیس بوداپست فوریه ۱۹۳۶ هنگام تحقیق روی پرونده خودکشی کفاشی به نام جوزف کلر به قدرت این آهنگ پی بردند. آنها متوجه شدند که متوفی به جای وصیتنامه یا متنی که دلیل خودکشی اش را توضیح دهد، کاغذی با چند بیت شعر از ترانه ای گمنام به جا گذاشته. آنها گمان کردند که این ترانه برای جوزف کلر، خاطره ای شخصی را تداعی می کرده است.
پس از مرگ جوزف کلر، خودکشی های دیگری در مجارستان اتفاق افتاد که در تمام آنها رد پای یکشنبه غمگین وجود داشت. بعضی از درگذشتگان، شعر این ترانه را به جای وصیتنامه از خود باقی گذارده و بعضیها نیز پیش از مرگ به تأثیر این آهنگ بر تصمیمشان به خودکشی اشاره کرده بودند.
خبر رسید که دو نفر در دو شهر مختلف (بدون اینکه از دیگری خبری داشته باشند) از نوازندگان دوره گرد خواسته بودند تایکشنبه غمگین را ( که حالا مشهور شده بود ) برایشان بنوازند و سپس خود راخلاص کرده بودند.
روزنامه ها نوشتند که مردی از دسته ارکستر یک کلوب شبانه میخواهد تا این آهنگ را برایش بزند و سپس جلوی در کلوپ به صورت خود شلیک میکند.
ماهیگیران میگفتند که هر چند گاه یک بار، بدن بیجانی را از دانوب بالا میکشند که در انگشتهای به هم چفت شده اش کاغذی را چنگ زده و همیشه در تکه هایی از کاغذ که در مشت جنازه از آب محفوظ مانده است، ابیاتی از یکشنبه غمگین را پیدا میکنند.
سوژه عاشقان شکست خورده ای که دسته دسته خود را می کشند، برای روزنامه ها جذاب بود و به آسانی دست از سرش برنمی داشتند؛ تا روزی که ماهیگیران، جنازه دختری ۱۴ ساله را ازعمق دانوب بیرون کشیدند که مثل همیشه در مشتش کاغذی پنهان بود. اما اینبار، به خلاف همیشه، اطرافیان دخترک گواهی دادند که او هرگز عاشق نشده است.
اندکی بعد نیز پیرمردی ۸۰ ساله خود را از طبقه هفدهم ساختمانی به پایین پرت کرد. شاهدان گفتند که او موقع پریدن یکشنبه غمگین را میخوانده است. آنها گفتند که پیرمرد تا لحظه آخر به خواندن ادامه داد و صدایش تنها زمانی قطع شد که مغزش روی زمین پاشید…

در میان اخبار راست و دروغیکه از تأثیر این نغمه به گوش میرسید، دو حادثه واقعی سر و صدای بیشتری به پا کرد:
اولی در شهر رم اتفاق افتاد. پسربچه ای با شنیدن آهنگ از نوازندهای دوره گرد، دوچرخه اش را کنار رودخانه پارک کرد؛ کل پولهای جیبش را به دوره گردبخشید و خود را از روی پل به آب انداخت.
در حادثه دوم در شمال لندن،همسایه هایوحشت زده ی زنی از پلیس خواستند تا درخانه او را بشکند و وارد منزلش شود؛ زیرا مدت چند ساعت بوده که صدای آهنگِ خودکشی مجار به طور مداوم از خانه او شنیده می شده است. وقتی پلیسها در را شکستند، با جنازه زنی مواجه شدند که گرامافون بالای سرش روی وضعیت «تکرار مداوم» تنظیم شده بود

اما داستانی که کمتر جایی شنیده شد، داستان مهمانسرا بود
زن و شوهر جوانی که عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند و مهمانسرایی را در بوداپست با کمک یکدیگر مدیریت میکردند
روزی که مرد برای کاری از مهمانسرا خارج شده بود، پیشخدمت با صحنه ای وحشتناک روبرو شد، در حالی که آهنگ یکشنبه غم انگیز فضای اتاق را پر کرده بود زن خودش را به دلیل نامعلومی به طناب دار آویخته بود…
پس از آن هیچکس مرد و پیشخدمت را ندید و مهمانسرا برای همیشه متروک ماند…

ادامه مطلب...

نظرات

2 نظر ثبت شده

امتیازات ثبت شده

پیش درآمد عالی
طراحی دکور عالی
فضاسازی عالی
طراحی معما عالی
سرگرمی عالی
برخورد پرسنل عالی

طناز فرشادی جهانی

06 آذر 1400

سلام و خسته نباشید به بچه های تیم مهمانسرا
اول از همه اینکه شروع بازی خیلی جالب بود و از همون اول خیلی ترسیده بودیم.
دوم اینکه برخورد پرسنل عالی بود و این برای گروه ما خیلی مهمه
سوم اینکه دکور جالب بود ولی من بهش 8 از 10 میدم میتونست خیلی بهتر باشه ولی از لحاظ اینکه ترسناک باشه خیلی ترس توی وجودمون القا میکرد
چهارم اینکه واقعااااا اکتورا کارشونو خیلی خوب بلد بودن :))) تئاتر تعاملی خیلی قوی ای داشتن و بهتره بدون اغراق بگم توی همه بازی های کرج تنها بازی ای بود که گروه ما از شدت ترسیدن هممون باهم هی بحث میکردیم و نزدیک بود همدیگرو سر هینت بزنیم :))معماها خوب بودن بعضی اتاقا معماهای خیلی جالب و پیچیده ای داشتن و ما راضی بودیم
من و گروهمون عاشق این بازی شدیم

امتیازات ثبت شده

پیش درآمد عالی
طراحی دکور عالی
فضاسازی عالی
طراحی معما عالی
سرگرمی عالی
برخورد پرسنل عالی

مریم

04 آذر 1400

فضا و دکور عالی بود،
معماها خوب و جالب بودن، شخصیت آرتور خیلی خوب بود، و پایان داستان که فوق العاده بود 👌